شعر کودک

شعر کودکانه,شعر های کودکانه,عمو فرشید,شعرهای عمو فرشید,اشعار کودکانه,ترانه کودک,فرشید هدی,شاعر کودک,شعرهای مدرسه,شعرهای مهد کودک,شعر های زیبا برای کودکان,شعرهای نوروزی,شعر هفت سین,شعر معلم,شعر طنز کودکانه,شعر زلزله,کتاب کودک,ترانه های شاد,موسیقی,نوشته های کودکانه,شعر کوچولوها,شع کوتاه کودکانه,سفارش شعر کودک

شعر کودک,شعر کودکانه

 

شعر کودک

شعر کودک

شعر کودک

 

 

 


 تقدیم به کودکان سرزمینم

 

دوستان عزیز در هر زمان در سایت ما پیغام بگذارید در اسرع وقت هر گونه

شعر کودکانه را که درخواست کنید 

در همین قسمت قرار خواهیم داد

 

 

(سفارش ترانه و شعر کودک پذیرفته میشود)

 

 

 

شبا که میشه وقت خواب

دندوناتو مسواک بزن

با حوله تمیز خود

دست و رویت رو پاک بکن

صبح که میشه با شادی

بلند شو از رختخواب

یه کمی لی لی بکن

برو سر شیر آب

دست و رویت را بشور

دوباره مسواک بزن

دندوناتو سفید کن

مانند دندون من

دندونای من همه

مانند مرواریده

سفیده و سفیده

تمیزه و تمیزه

بچه های خوب یادتون نره

مسواک بزنید

هر شب

 

 

 دخترک لپ گلی

دخترک لپ گلی             بیا بکن بلبلی

بس که نمک می ریزی             پیش همه عزیزی

خیلی قشنگ و پاکی       بدون گرد و خاکی

سرت رو شونه کردی      بافتی و دونه کردی

خیلی قشنگ می خندی     بخند بخند که قندی

با ادبی تو دختر          از همه کس تو بهتر

 

 

 

زنگ خوراکی

زنگ خوراکی زده شد      توی کلاس همهمه شد

یکی نشست بر جای من     یکی لگد کرد پای من

یکی گرفتار غمه     که این خوراکی چه کمه

آخ چه کمه واخ چه کمه

هر کی به فکرشکمه

شکما قلمبه شد و سلمبه شد

چه بد آخ چه بد         هر کی به فکر شکمه

 

 

 

مهد کودک

اومدم مهد کودک برای تاب سواری

اومدم عکسمو بدم به یادگاری

اومدم شعرای رنگ و وارنگ بخونم

یه کتاب قصه از مربی بگیرم

دفترمو بدین برم

می خوام که نقاشی کنم

مربیمه میخوامش

دوسش دارم می پامش

هر چی دارم تو دنیا

میخوام بشه به نامش

 


آدم برفی

زمستون اومده جونم زمستون

هوا سرده میاد هی برف و بارون

هوای روز برفی رو بنازم

دلم می خواد آدم برفی بسازم

آدم برفی مثه یه قرص ماهه

دماغش یه هویج چشاش سیاهه

اگه خورشید بیاد از پشت ابرا

یه دفعه آب میشه اون گوله برفا

 

پلیس

آی بچه های ناز نازی

تو خیابون دور از بازی

دست مامانو بگیرین

حواستونو جمع کنید

آقا پلیس رو می بینید

باید بهش سلام کنید

اگه یه روزی گم شدید

باید اونو خبر کنید

همیشه باید بدونید

ماشین چیه پلیس چیه

خونه و آدرست کجاست

اسمت و فامیلت چیه


 میوه های فصل پاییز

 

فصل پاییز چه میوه هایی داره

اولش اناره

پرتغال و لیمو

نارنگی میاره

خرمالو چه خوبه

خوردنش با حاله

فصل پاییز زردآلو نداره

هلو و گلابی

آلبالو و گیلاس

توت مال بهاره

توی زمستون هیچی نیست

باید بهش داد نمره بیست

چونکه میخواد برای ما

شادی بیاره بهار بیاره


سگ وگربه

سگ پشمالوی من

شب تا سحر او ..میکنه

او او او او می کنه

بحر آسایش من

دور حیاط دو می کنه

دو دو دو دو می کنه

پیشی دم درازم

تا که سگم رو می بینه

می دوه و خیز می کنه

خور خور و پوف پوف میکنه

چه قده خوبه

این پیشی نازو

بشه همبازی

با سگ پشمالو

 


عروسک

 

 

 

عروسک خوشگل و نازم توئی

 

با چشمون آبی و لپ گلی

 

وقتی که نازت میکنم  می خندی

 

موقع خواب چشمونتو می بندی

 

رختخواب سفید و توری داری

 

تا که برات قصه نگم بیداری

 

منم برات موقع خواب همیشه

 

قصه می گم قصه گرگ و میشه

 

ایران

 

ما گلهای خندانیم 

فرزندان ایرانیم

ایران پاک خودرا

مانند جان میدانیم

آباد باشی ای ایران

آزاد باشی ای ایران

از ما فرزندان خود

دلشاد باشی ای ایران

 

 

ساعت

 

 

 

 

 

جیک جیک گنجشگ

 

تیک تیک ساعت

 

گنجشک نشسته نزدیک ساعت

ساعت 6

یعنی صبح رسید

گنجشک می خونه در میاد خورشید

ساعت 12

وقت ناهاره

گنجشک تنبل دونه نداره

ساعت 8

شب شد دوباره

گنجشک می خوابه

 

 

 

 

بارون بارونه

 

وقتی میاد فصل خزون

ابرا میان تو آسمون

بارون می باره

وقتی که بارون می باره

هر کی پا بیرون می ذاره

یه چتری داره

وقتی که بارون بند میاد

ابرا میشن سوار باد

می رن دوباره

خورشید خانم پیدا میشه

لباش به خنده وا میشه

صفا میاره

بارون بارونه

بارون بارونه

 

عید

 

آهای آهای بهاره

عید اومده دوباره

گلهای زرد ولاله

روئیده هر کناره

بهاره و بهاره

بهار صفا میاره

بلبل رو شاخه گل

گنجشکه رو چناره

داره آواز می خونه

این آغاز بهاره

بهاره و بهاره

بهار صفا میاره

 

شیر

 

گاو میگه آی بچه ها

منم که میدم شیر به شما

خوب میدونین که من کیم

اینهمه خوشحال از چی ام

دو شاخ تیز به سر دارم

یک تن پر هنر دارم

علف می خورم شیر میشه

ماست و کره پنیر میشه

هر کی میخواد قوی بشه

شیر بخوره روزی یه شیشه

 

مهد کودک

 

ای مامان ای بابا

مهد کودک چه خوبه

دوست دارم اینجارو

چون مدیرش محبوبه

اینجا قشنگه و اینجا تمیزه

نزد مربی شاگرد عزیزه

اینجا خوبه برای تو

برای بچه های تو

دست بزنید آی بچه ها

بچه های شیطون بلا

 

 


 خروس

 

من که به این قشنگیم

سرخ و سفید و رنگی ام

یکه خروس جنگی ام

قو قو لی قو قو

ببین ببین بال و پرم

ببین ببین تاج سرم

با هنرم با هنرم

قو قولی قو قو

دمم کشیده در هوا

رهام به روی پنجه هام

ببین منو ببین منو

قو قولی قو قو

دهم همیشه  آب و دان

به مرغ و جوجه هایشان

منم خروس مهربان

قو قو لی قو قو

 

 

لیمو

 

 

 

دوستای نازنینم

 

من لیموی شیرینم

 

با اینکه زرد رنگم

 

دوای صد تا دردم

 

من محصول شمالم

 

رفیق پرتغالم

 

آبدلر و پر بارم من

 

از همه بهترم من

 

آبم پر از ویتامین

 

گردم و نرم و شیرین

 

اگه با من دوست بشین

 

هیچوقت مریض نمیشین

 

تو پائیز و زمستون

 

میام به دیدارتون

 

 


ماشین

 

یه دسته ماشین قشنگ

ریزودرشت و رنگارنگ

در خیابون میان میرن

بعضی مسافر میگیرن

ترمز دارن دنده دارن

آقای راننده دارن

این سواری این مینی بوس

هر دو قشنگ مثل گلن

آقای راننده میاد

خوشحال و خوشخنده میاد

به پشت فرمون می شینه

اطرافشو خوب می بینه

وقتی ماشین روشن می شه

دود تو هوا بلند می شه

گاز میده بعد با کف پاش

ماشین می ره یواش یواش

 

 

الفبا

 

ا ب پ ت س ج چ

یه گل داشتم تو باغچه

ح خ د ذ رز ز

آب داد به گل منیزه

س ش ص ض ط ظ ع غ

خوب شد گلم در این بین

ف ق ک گ ل م

ما بچه ها خوبیم

ن و ه ی

شد حالا

سی و دو حرف الفبا

 


پروانه

 

پروانه کوچولو با بال خسته

زیر آفتاب روگل نشسته

مامان جون میگه که عید نوروزه

لباستو بپوش بریم به صحرا

 

آتش

آتش گرم و سوزان

سرخی رویت از من

چراغ خانه از تو

نور شبانه از تو

گرمی تابش از تو

شعله سرکش از تو

آتش شب فروزی

رقص کنان بسوزی

شادی جان مائی

سرخی جان مائی

سردی این زمستان

با تو گذشته آسان

قار قار قار

 

کلاغ پیر باغ ما

باز اومده سراغ ما

نگاه کنید به منقارش

گوش بدهید به قارقاراش

وقتی زمستون سر اومد

پونه و ریحون در اومد

خبر می ده بهار اومد

بچه ها فصل کار اومد

قارقار قار بهاره

بهاره فصل کاره

 

باغ وحش

 

تو قفسای باغ وحش

حیوونای رنگارنگ

پرنده های کوچولو

میمون و شیر و پلنگ

میمون شکلک میسازه

مردمو خوشحال می کنه

با یه دونه توپ سفید

تنهائی فوتبال می کنه

نگاه کن اون خروسه رو

وایساده روی دو پا

خرگوش رو نگاه کنید

هی می پره رو هوا

طاووس رو نگاه کنید

چه خوشکل و قشنگه

چترشو هی باز می کنه

ناز و خوش آب و رنگه

 

 

 

شعر مشاغل

 

بازیگر

تو فیلم و هر تئاتری

با هر نوع ماجرائی

همه مارو می بینن

می خوان که  پر بگیرن

اگه یه روز خوب باشیم

تو قلباتون جا می شیم

 

خلبان

تو آسمون رو ابرا

به پروازم همیشه

دائم هستم در سفر

آی بچه های قشنگ

اگه با من دوست باشین

همسفر من میشین

 

معلم

 

 

درس دادن کار منه

 

حرفه و عشق منه

 

دانش آموز همیشه

 

به پشت میز نشسته

تا که به او یاد بدم

مشق و حساب همیشه

نمره بیست همیشه

می دم به هر کی پیشه

 

آرایشگر

 

 

قیچی و مو تو دستم

 

نازم به ناز شصتم

 

اگر بیای تو پیشم

همیشه خوشحال می شم

 

من موها تو کوتاه می کنم

بعدش روانه ات می کنم

 

دکتر

 

 

وقتی که حال نداری

 

به پیش من می آئی

 

می گی که من مریضم

 

دوست داری اشک بریزم

می گم نترس عزیزم

برات دوا مینویسم

سالم و سر حال می شی

قوی و خوشحال می شی

مثل گلا وا می شی

 

شکارچی

 

 

 

تو جنگل و تو بیشه

 

در کمینم همیشه

 

وقتی که حیوونی می بینم

 

زود می پرم از کمینم

 

تا که اونو می گیرم

 

انگار آروم می گیرم

 

شکار کردن کارمه

 

محال یادم بره

 

 

 شعر زلزله و ایمنی

 

 

 

 

 

 

آی بچه جون  آی بچه جون

 

بچه خوب و مهربون

 

گوش بده خوب با حوصله

 

برات بگم از زلزله

 

زلزله بی خبر میاد

 

زمین به لرزه در میاد

 

خونه هارو می لرزونه

 

آدما رو می ترسونه

 

اما اگه دانا باشیم

 

با ایمنی آشنا باشیم

 

ترسی نداره زلزله

 

میترسه اونکه غافله

 

می پرسی ایمنی چیه

 

اونیکه غافله کیه

 

پس گوش بده با زیرکی

 

برات بگم یکی یکی

 

بدون اینکه هول بشی

 

یا دیگران رو هول بدی

 

اگر که نزدیک دیوار نشستی

 

فورن سرت رو بپوشون دو دستی

 

اگه که نزدیک میزی یا نیمکت

 

زود برو زیر اون بمون بی حرکت

 

از لوسترها پنجره ها قفسها

 

بایستی که دوربشین آی بچه ها

 

کنج دیوارها پیش ستونها

 

دویدن از تو ساختمون به بیرون

 

کار خطر ناکیه آی بچه جون

 

جاهای امنن توی ساختمونها

 

رفتن توی آسانسور وراه پله

 

خطر ناکه وقتی میاد زلزله

 

توی فضای باز اگر که باشین

 

خیلی خوبه از اون محل دور نشین

 

اگر که نزدیک درختها هستی

 

یا روی تاب و سرسره نشستی

 

فورا بایستی دور بشی از اونها

 

هم از تیرهای برق و ساختمونها

 

پس بچه های نازنین

 

بخونین و یاد بگیرین

 

وقتی که خوب بلد شدین

 

برین تو خونه ها بگین

 

به مامانها و باباها

 

به فامیلها و آشناها

 

بزرگترا بزرگترا

 

گوش بکنین پیام ما

 

که ترسیدن از زلزله بی معنیه

 

چاره کار رعایت ایمنیه


اطو

دویدم و دویدم

به یک اطو رسیدم

گفتم چه دم درازی

میای با من تو بازی

اطو دمش رو تاب داد

با دست من جواب داد

خطر داره بازی با من

نشو تو همبازی با من

تنم همیشه داغه

یه چشم دارم چراغه

پیف میکنم

پاف میکنم

پیرهنتو صاف میکنم

اگه به من یه روزی

دست بزنی میسوزی

 

 ترن

 

 

 ترنم قشنگه

ترنم قشنگه

توش پر از فشنگه

ترنم تند میره تند میره

شی فو شی فو دو دو

شی فو شی فو دو دو

ترنم ملوسه

توش پر از عروسه

ترنم تند میره تند میره

شی فو شی فو دو دو

شی فو شی فو دو دو

ترنم کوچولوس

توش پر از آلبالوس

ترنم تند میره تند میره

شی فوشی فو شی دو دو

شی فو شی فو دو دو

رو طاق ترنم

یه آهو نشسته

ترنم تو کوهه

تو دشته

تو راهه

شی فو شی فو دو دو

شی فو شی فو دو دو

پیش راننده شم

یه خرگوش نشسته

ترنم تو کوهه تو دشته تو راهه

شی فو شی فو دو دو

شی فو شی فو دو دو

 

 

 

جوجه طلایی

 

 

جوجه طلائی جوجه طلائی 

 

نوکت سرخ و حنائی

 

تخم خود را شکستی

 

چگونه بیرون جستی

 

گفتا جایم تنگ بود

 

دیوارش از سنگ بود

 

نه پنجره نه در داشت

 

نه کسی ز من خبر داشت

 

به خودم دادم تکان

 

مثل رستم پهلوان

تخم خود را شکستم

اینجوری بیرون جستم

 

 

گربه ملوس

 

یه گربه ملوسی داشتم

که اونو دوست می داشتم

گربه کوچکم قشنگ بود

رنگش مثل پلنگ بود

با پای کوتاهش می دوید هی می دوید

تا صداش می کردم زود می شنید

اسم گربم پلنگی بود

راستش گربه قشنگی بود

یه روز این گربه ناز نازی

رفت به دنبال بازی

هر چه صداش میکردم نیو مد باز نیومد

هوا که تاریک شد از روی دیوار اومد

 

 بز بز قندی

 

من بزی دارم خیلی قشنگه

این بز شیطون زبر و زرنگه

میره صحرا داد میزنه بع بع بع

رو تپه ها هی میکنه بع بع بع

بز بزقندی هیچ نمی خندی

می روی هر روز روی بلندی

می ره صحرا داد میزنه بع بع بع

آب و علف به به من بع بع بع

 

 

 

 کا لسکه

 

 

 

 

چه صبح قشنگی همه جا رنگارنگه

 

گل و سبزه و بوته همه جارو پوشونده

 

بل بل مون میخونه گنجشکمون می پره

 

آخه میدونی چیه فصل زمستون رفته

 

بهار اومد گلها وا شده

 

رو کوه و تو دشت برفی نمونده

 

کالسکه ما در اون دور دورا

 

روی سبزه ها پشت تپه ها

 

 

 

کبوتر 

 

کبوتر ناز نازی خوب میشی فردا

دوباره پر میزنی تو آسمونا

بهار میشه دوباره گل میشه پیدا

دوباره پر میزنی رو دشت و صحرا

به من نگاه میکنه ساکت و خسته

مامان جون مهربون بالشو بسته

کبوتر ناز من تنها نشسته

دلم براش میسوزه بالش شکسته

بابائی

 

 

 

اونکه خوب و رئوف و مهربونه

 

بابای منه

 

چهره خنده رو داره تو خونه

 

بابای منه

 

اونکه خوب و رئوف و خوشزبونه

 

بابای منه

 

مرد نمونه بابای منه

 

گرمی خونه بابای منه

 

خیلی میدونه بابای منه

 

عزیزمونه بابای منه

 

از همه بهتر بابای منه

 

از جان بهتر بابای منه

 

ترانه دیگر در مورد پدر

 

باز میخوام امشب پهلوی بابام باشم

نمیخوابم تا که بابام بیاد پیشم

تا بیاد خونه صبر من تمومه

اینو عروسک خیلی خوب میدونه

دستامو میندازم به دورش

آی میخوامش

اون بهترین بابای دنیاس

آی میخوامش

تموم کوشش بابا

تموم رنج و سختی ها

برای اینه که

فردای ما خوبتر بشه

آیندمون روشن بشه

که زندگی بهتر بشه

 

 

مادر بزرگ

 

مادر بزرگ دونه به دونه

مادربزرگ قصه می خونه

مادربزرگ برکت خونه

مادربزرگ مهربونه

مادربزرگ خوب و عزیزه

مادربزرگ چائی میریزه

مادربزرگ خودش می دونه

مادربزرگ مهربونه

مادربزرگ چائی می ریزه

 

 

 

کوه

 

کوه شهر ما

هست قد بلند

ایستاده است

مثل کله قند

روی کله اش

هست یک کلاه

روزها به من

میکند نگاه

رفته دور دور

تا به آسمان

خوش به حال آن

کوه مهربان

اسب

 

کوه کوه به شکل کله قند است

قله برفی آن بلند است

دشت دشت پرگل و رنگارنگ است

خانه ما در اینجا قشنگ است

اسب اسب اسب سفید و نازم

یال و دم اسب من دراز است

من من اسب سفیدی دارم

بر روی آن سوارم

اسب اسب رو آسمان میپرد

هرجا دلم بخواهد میبرد

 

 

ماهی

 

ماهی کجاست تو دریا

ستاره تو آسمون

ابرا که بارون داره

چک و چک و چک میباره

رودخونه پرآب میشه

ماهی توآب شاد میشه

وقتی که بارون داره

از آسمون میباره

ماه رمضان

 

ماه رمضان ماه خداست

 

ماه همه مسلموناست

 

با با مامان روزه دارن

 

روزه سی روزه دارن

 

روزه چه سازندگیه

 

عبادت و بندگیه

 

وقتی سحر با اون دعا

 

با اون دعای خوش نوا

 

آدم با اون حال و هوا

 

راستی میره پیش خدا

 

نماز و روزه هر دو چه خوبه

 

خدای عالم چه مهربونه

 

 

 

نماز

 

الله اکبر وقت نماز است

موقع شکر و راز و نیاز است

دستت رو بالا رو به خدا کن

از ته قلبت اونو صدا کن

شادم و شادم

مثل گل خندان

چونکه من هستم

بچه مسلون 

 

اتل متل

اتل متل باد اومد   

صدای فریاد اومد

باد اومد و داد کشید

برگ درختا رو چید

دوید میون صحرا

پاشو گذاشت رو گلها

از اینجا به اونجا

با این پا با اون پا

 

پاییز

گوش کن گوش کن فصل پاییزه

چیک چیک چیک چیک بارون می باره

بارون بارون تماشا داره

آفتاب میشه بازم فردا دوباره

دکتر

دکتر چه مهربونه

درد منو میدونه

با شوخی و با خنده

زخم منو می بنده

میگه مریض کوچولو

کوچولوی موچولو

زودتر برو به خونه

دوای تو همونه

دکتر دوا میاره

حالمو جا میاره

 

 

میوه

بچه ها ما میوه ها

خوبیم برای شما

ما خیلی چیزها داریم

سلامتی خوشحالی

ویتامین فراوون

لبهای سرخ و خندون

خوش اومدید بچه ها

به باغ میوه ما

ما شما رو دوست داریم

هدیه ای از خدایین

 

بچه خوب

با همبازیانم من مهربانم

دوستامو از خود نمی رنجانم

بیخود با آنها نمیکنم جنگ

برای آنها نمیزنم چنگ

بیرون نیاید بد از دهانم

هرگز نگو تند زبانم

نبیند از من بچه آزار

نباشه از من هیچکس دل آزار

 

انگار قلبم 

انگار قلبم یک آسمان است

بابای خوبم خورشید آن است

 انگار قلبم یک سبزه زار است

مادر برایش مثل بهار است

انگار قلبم یک دانه ماهی ست

همبازی او جزءخواهرم نیست

انگار قلبم یک سایه بان است

هر کس که خوب است در زیر آن است

 

حواس پنج گانه 

من گلها را میبینم

حس بینایی دارم

من گلها را میبویم

حس بویایی دارم

میشنوم صدارا

حس شنوایی دارم

میچشم مزه ها را

حس چشایی دارم

با دستم میکنم لمس

نرمی سردی گرمی را

حس لامسه دارم

شما چطوربچه ها

مربی

مربی عزیزومهربونم

قدر تموم حرفاتو میدونم

کلید باغ روشنایی تویی

تویی تو توی خورشید آسمونم

توی کلاس وقتی که پا می ذاری

دنیایی از مهر و وفا می یاری

 

 کتاب

 

من یه کتاب دارم پر از گل و ستاره

 

یه خانه عروسک هزار تا قصه داره

 

هر جا نگاه میکنی نقاشیاش قشنگه

 

تو باغچه کوچکش گلهای رنگارنگه

 

کتاب خوشگل ما قصه میگه برامون

 

قصه مادربزرگ تو شبهای زمستون

 

تو باغ قصه ما حیوونا مهربونن

 

رفتگر

 

من آقای رفتگرم

زباله هارو می برم

هرشب میام درِخونه ها

سراغ اون زباله ها

که ریخته توی کیسه ها

کیسه هارو برمی دارم

داخل ماشین میذارم

اگه زباله جمع نشه

باعث بیماری می شه

یادت باشه شعارما:

شهرما خانه ی ما

 

ماه قشنگ

 

ماه قشنگ آسمون

یه  شب بیا به خونه مون

از آسمون بپر پایین

بدو بیا روی زمین

بیا،بشین کنار من

قصه بگو برای من

قصه ی یک  ستاره

 که تا سحر بیداره

یا اون ابر سیاهی

که دوست  داره بباره

ماه قشنگ آسمون

تو کی میای به خونه مون؟

یه شب میای می دونم

منتظرت می مونم

 

خروس

 

وقتی خروس نازم

قوقولی قوقو رو سر داد

از یه روز خوبِ خوب

بازم  به من خبر داد 

گفت عزیزم بیدار شو

صبح شده باز دوباره

هوا چه  روشن شده

خورشیدخانوم بیداره 

پاشو چشاتو واکن

دنیا خیلی قشنگه

خورشیدخانوم طلایی،

آسمون آبی رنگه

زودباش با یاد خدا

از خواب ناز بیدار شو

وقتی صبحونه خوردی

مشغول کار و بار شو

 

اتل متل توتوله

 

اتل متل توتوله

بچّه ی خوب چه جوره؟

بچّه ی خوب مهربونه

لباش همیشه خندونه

بچّه ی خوب مؤدّبه

منظّم و مرتّبه

به هرکجا که میره

سلام یادش نمیره

بچّه ی خوب تمیزه

 پیش همه عزیزه

 

خواب

 

اصلا نخوابیدم شب

 

داغه تنم دارم تب

 

از دماغم میاد آب

فرار کرد از چشام خواب

 

باز یه سوپ بی مزه

مامان داره می پزه

 

بابا جونم که داره

شربتی تلخ میاره

 

وای چه بده مریضم

داغه این تن ریزم

 

دعا کنید که زودتر

بشم بهتر و بهتر

 

 

ورزش

 

 

 

یک و دو و سه و چار

 نی نی از خواب شد بیدار

صبح شد و وقت کوشش

بده نی نی رو ورزش

باز کن دستاشو .ببند

به روی ماهش بخند

نکن نی نی رو خسته

بگو یک و دو  و سه

نوبت پاهاست حالا

برند پایین و بالا

وای که چه خوبه ورزش

چه حالی داره نرمش

کاشکی مامان یا بابا

همه روزای خدا

با نی نی ورزش کنند

بازی و نرمش کنند

 

 

گل پسر

 

 

سلام به تو گل پسر

شیرینی مثل عسل

سلام به تو نازنین

رو زانوی من بشین

سلام عزیزترینم

تو دنیا بهترینم

سلام به روی ماهت

تو قلب بابا جایت

موهات به نرمی پر

بابارو از یاد نبر

چشات مث آسمون

قدر بابا رو بدون

قد و بالای کوتاه

صورت داری مثل ماه

کاشکی زبون وا کنی

بابایی بابایی کنی

آخ قربون اون صدات

بابا بابا گفتنات

فدای اون خنده هات

تاتی تاتی کردنات

گل پسر نازنازی

کی ما بریم توپ بازی

بزرگ بشی الهی

گلم چه قدر تو ماهی

بشی تو ای مهربون

واسه ی بابا همزبون

 

 

 

 

نی نی

 

یه روز خوب خدا

نی نی بلند شد از جا

جیغ می زدو می خندید

او شروع کرد به تاتا

می خورد زمین پا می شد

نی نی خسته نمی شد

می افتاد و می خندید

دو باره سرپا می شد

مامان جون مهربون

بابا با لب خندون

کف زدن های اونا

چه کیفی داره آخ جون

چه حالی داره کودک

راه می ره بی رو رو وک

تاتا تاتا می کنه

می ره بدون کمک

 

 

ستاره

 

 

blush

شب اومد و ستاره
رو آسمون نشسته
نه یك ، نه ده ، نه صدتا
هزار هزار تا دسته
heart
ستاره توی شبها
چراغ آسمونه
مثل گل و بنفشه
تو باغ آسمونه
heart
یك كمی این طرفتر
ماه قشنگ و زیباست
دلش گرفته امشب
برای اینكه تنهاست
heart

 

سلام

 

سلام سلام بچه ها
سلام سلام غنچه ها
امید اخر ما
امام و سرور ما
ما رو نگاه میکنه
همش دعا میکنه
او صاحب زمانه
آقاچرا پنهانه
چون بیشتر ادما
غافل ز یاد خدا
با کارهای زشتشون
شدن اسیر شیطون
آقا امام زمان
یار همه شیعیان
وقتی که زشتی رو دید
از دست اونها رنجید
گفت که هنوز یار ندارم
عاشقو غمخوار ندارم
دیگه غریب و تنها
غائب شد از نظرها
بچه ها بیدار شویم
با همدیگه یار شویم
باید که غوغا کنیم

 

خدا

خدا که هست مهربون
نعمت داده فراوون
پس ما وظیفه داریم
شکرشو جا بیاریم
باید از اون که داده
خوب بشه استفاده
با اون نشه گناهی
نریم راه خطایی

اصول دین

 

 

آی بچه جون یه بازی

بازی خونه سازی

پنج تا ستون محکم

باید بسازیم با هم

اول ستون توحید

تابیده مثل خورشید

عدل دومین ستونه

برای ساخت خونه

بازی نداره قوت

سوم بزار نبوت

چهارمی امامت

به خونه داده قامت

پنجم معاد بنا کن

زود دستاتو بالا کن

باشادی و با خنده

بگو شدم برنده

پنج تا ستون همین بود

اینا اصول دین بود

 

تلفن عمومی

 

دويد م  و دويد م       سر کوچه رسيد م

 

کنار جوی آبی    يک تلفن رو د يد م

 

 

تلفن عمومی          دوست قشنگ من بود

 

هميشه بی صدا بود    ولی خيلی زرنگ بود

 

 

پاهاش توی زمين بود    سرش توی آسمون

 

گوشه لبهای اون             يک لبخند مهربون

 

 

تکه سيم سياهی     هميشه روی سر داشت

 

از همه آ د مها              انگاری اون خبر داشت

 

 

آدمهای جور وا جور    گوشی رو بر می داشتند

 

تو قللک کوچکش          سکه ای می گذاشتند

 

 

صدای بوق که اومد            شماره می گرفتند

 

اگر که اشغا ل می زد          دوباره می گرفتند

 

خروس

 

 

 من كه به اين قشنگي ام 

با پر و بال رنگي ام

يكه خروس جنگي ام

قوقولي قو قو

ببين ببين تاج سرم

ببين ببين بال و پرم

اين قد و بالا را برم

قوقولي قو قو

 

منم خروس خوش صدا

هميشه بانگ من به پا

 ببين مرا ببين مرا

قوقولي قو قو

 

 

دهم هميشه آب و دان

به مرغ و جوجه ها نشان

منم خروس مهربان

قوقولي قو قو

 

 

عاشورا

 

در خیابان، امروز
طبل و پرچم دیدم
بر لب آدم ها
خنده را کم دیدم
روی اسبی دیدم
بچه ای کوچولو
مادر من می گفت
آب می خواهد او
توی هیئت، بابا
ژاکت مشکی داشت
در کنارش مردی
یک علم را برداشت
مادر من می گفت
روز کوچ گل هاست
این عزاداری ها
یادی از عاشوراست

 

بهداشت

 

در خیابان، امروز
طبل و پرچم دیدم
بر لب آدم ها
خنده را کم دیدم
روی اسبی دیدم
بچه ای کوچولو
مادر من می گفت
آب می خواهد او
توی هیئت، بابا
ژاکت مشکی داشت
در کنارش مردی
یک علم را برداشت
مادر من می گفت
روز کوچ گل هاست
این عزاداری ها
یادی از عاشوراست

 

مهد کودک

 

 

رفتیم به مهد، چه جایی بود

جاتون خالی، صفایی بود

تو حیاطش، تو کلاسش

عطر گل اقاقی بود

مربی یاش، چه مهربون

دوستان خوب زیاد بودن

بیا بریم مهد کودک با دوستامون

بخوونیم شعر قشنگ با دوستامون

 

روز کودک

 

بیایید بچه های همه عالم،گوش بدید به حرفم
بخونیم یک صدا با هم ترانه، همگی شادمانه
بهم نزدیک میشه دل های ما باز
دلا در حال پرواز
نژاد و رنگ و پوست تنها بهانست
محبت چاره ساز است
تمام کودکان خلق خداییم
از پلیدی جداییم
شعار ما همه باشد تکاتک
برای روز کودک
برهمه شما باشد مبارک،جهانی روز کودک(۲)

 

ورزش

 

 

صبح كه از خواب پا ميشم

اول آفتاب پا ميشم

يه كمي ورزش ميكنم

تو باغچه نرمش ميكنم

صدا ميزنم مامان جون

چايي رو بريز تو فنجون

وقتي چايي رو نوشيدم

مامانو بابارو بوسيدم

ميرم به كودكستان

خوشحال و شاد و خندان

 

 

عید قربان

 

 

عید قربان آمده ای دوستان شادی کنید

یادی از پیغمبر توحید و آزادی کنید

او که در راه خدا از مال و فرزندش گذشت

با تبر بت های جهل و خودپرستی را شکست

بنده ی پاک خدا و پیرو الله شد

نامش ابراهیم بود اما خلیل الله شد

 

عید غدیر

 

بچه ها شادی کنید آمده عید غـــــدیر

بازگوید مـــــــادرم قصـه های دلپذیــــر

بنده خوب خــدا، یار پیغمبــــــــر، علی

او امـــام اول است، بهترین رهبر علی

بانگ قرآن مجید می رسد از کوچه ها

مژده ی عید غدیر شادی ما بچـــه ها

 

خانواده

 

مامان جون من چه مهربونه
دوسش دارم خیلی زیاد خودش می دونه

یه شاخه گل هدیه ی ماست برای مادر
اونکه به فکر بچه هاست از همه بیشتر

بابای خوبم چراغ خونست
دستای گرم اون برام یه آشیونه است
یه شاخه گل هدیه ی ما برای بابا
اونکه همیشه سایه اش روی سر ماست

داداش جون من لنگه نداره
وقتی میاد برای من شادی میاره

یه شاخه گل هدیه ی ماست برای داداش
خدای خوب و مهربون مواظبش باش

خواهر خوبم چه نازنینه
برای من فرشته ی روی زمینه
یه شاخه گل هدیه ی ما برای خواهر
که خوب و مهربون اون ، مثل یه مادر

ما همه هستیم یه خونواده
خونه داریم کوچیک و قشنگ و ساده
هر کسی تو خونه ی خود دلخوش و شاده
شکر خدا داده به ما یه خونواده

 

روزهای هفته

 

هفت تا مداد رنگی من توی جعبه دارم
مثل رنگین کمان رنگاشو می شمارم
هفتا پرنده با هم تو لانه ای نشستن
مثل روزای هفته هر یک به رنگی هستن
شنبه به رنگ پاییز همیشه زرد رنگه
یکشنبه رنگ سبزه مثل چمن قشنگه
دوشنبه نارنجیه رنگ قشنگ خورشید
سه شنبه ها بنفشه گل بنفشه خندید
چهار شنبه آبی رنگه به رنگ آب دریا
پنجشنبه رنگ نیلی چون آسمان شبها
جمعه به رنگ قرمز مثل گلای زیبا
شادی کنید بخندید بازی کنید بچه ها

 

زلزله

 

 

آی زلزله آی زلزله وقتی میاد با ولوله
تکون می ده خونه ها رو می ترسونه آدما رو

آی بچه ها آی بچه ها زلزله که ترس نداره
وقتی که ایمنی باشه آدم غافلگیر نمی شه

زیر پنجره ها نمی ریم
زیر شیشه و چراغ نمی ریم

توی چارچوب در بله(۲)
زیر میز و نیمکت ها بله (۲)

اگه هیچی نبود
میز و نیمکت نبود

دستامون کجاست
روی سرمون

 

شب یلدا

 

بلندترین شب کدومه
شبی که به یاد می مونه
شب قشنگ یلدا
شب بلند یلدا

در این شب سرد و قشنگ
با میوه های رنگارنگ
سیب و انار و هندونه

مزش چه به یاد می مونه
آخ مزش چه به یاد می مونه

مادر بزرگ خوبم
قصه می گه یه عالم
قصه خوب و زیبا
از شب سرد یلدا

 

کتاب

 

 

من یــــــــار مهربانم
دانـــــا و خوش زبانم

گویـــم سخن فراوان
با آنکه بی زبــــــــانم

پندت دهم فـــــراوان
من یـــــار پنــــد دانم

من دوستی هنرمند
با سود و بی زیـــانم

از من مبــــاش غافل
من یـــــــــار مهربانم

 

 

چوپان

 

گرگه کجاست؟ تو صحراست

منتظره بره و بزغاله هاست

چوپون کجاست؟ همین جاست

کنار گله ی ماست

چه کار داره؟ کار زیاد

مواظبه گرگه نیاد

اگه یه وقت گرگه بیاد، چوپون ما چی می کنه؟ دمش رو قیچی می کنه

 

خروس

 

 

خروسه کجاست؟ رو پرچین
چی داره ؟ تاج چین چین

بالش رو هی تکون می ده
به این و اون نشون می ده

می گه که خوش به حال من
رنگین کمونه بال من

هم قوی، هم قشنگم
هیچ کس نیاد به جنگم

بعد چی می شه ؟ می خونه تا خسته می شه
وقتی می آد به لونه
نمونده آب و دونه

 

ماه آسمون

 

و که ماه بلند آسموني- منم ستاره مي شم و دورتو مي گيرم

تو که ستاره مي شي دورمو مي گيري- منم ابر مي شم، رو تو مي گيرم

تو که ابر مي شي رومو مي گيري- منم بارون مي شم، نم نم مي بارم

تو که بارون مي شي، نم نم مي باري- منم سبزه مي شم، سر در ميارم

تو که سبزه مي شي، سر در مياري- منم گل مي شم و پهلوت مي شينم

 

استاندارد

 

شامپو مسواک در خانه – هر یک دارند نشانه

ایمنی و سلامت- فقط با یک علامت

یادت باشه رو شیشه- رو هر چیزی که می شه

علامت استاندارد- باید باشه همیشه

هر بچه ای منو دید- راحت می شه در خرید

شکلم خیلی قشنگه- ببین چه رنگارنگه

کودک خوب و بیدار- با فکر و هوش بسیار

کالای بی استاندارد- نخر تو دست نگهدار

نشان باشه به یادت- راحت باشه خیالت

 

آقا پلیسه

 

 

شبا که ما میخوابیم- آقا پلیسه بیداره

ما خواب خوش میبینیم- اون دنبال شکاره

آقا پلیس زرنگه- با دزدا خوب میجنگه

ما هم اونو دوست داریم- بهش احترام میزاریم!!

 

آفتاب مهتاب

 

 

آفتاب مهتاب چه رنگه
چه قدر هر دو قشنگه

يكی روشنی روز
يكی نور شب افروز

يكی طلای زرده
يكی نقره سرده

يكی پرتو خورشيد
به روی خاك پاشيد

يكی از ماه زيبا
بتابد بر همه جا

آفتاب مهتاب چه رنگه
چه قدر هر دو قشنگه

 

دوچرخه

 

 

دوچرخه دارم، قشنگم
قشنگ و رنگارنگم

پاگیره دارم برات
تو پا بزن با پاهات

صندلی گرم و نرم
بشینی و بدی لم

بشین روی صندلی
زود پابزن، فسقلی

با هم بریم بگردیم
شاد بشیم و بخندیم

 

مادریزرگ

 

 

مادر بزرگ وقتی اومد خسته بود
چارقدشو دور سرش بسته بود

صدای کفشش که اومد دویدم
دور گلای دامنش پریدم

بوسه زدم روی لپاش
تموم شد خستگی هاش

 

حلزون

 

آی حلزون شاخكی!
كجا می ری یواشكی؟

جلو میری یواش و ریزه ریزه
پوست تنت چه نرم و خیس و لیزه

خالهای دونه دونه داری
روی پشتت یه لونه داری

ساكتی و خجالتی و تنها
بمون توی باغچه خونه م

 

حواس پنجگانه

 

 

من گل ها را می بینم
حس بینایی دارم

من گل ها را می بویم
حس بویایی دارم

می شنوم صدا را
پس شنوایی دارم

می چشم مزه ها را
حس چشایی دارم

با دست می کنم لمس
نرمی، گرمی، سردی را

 

اتل متل

 

اتل متل حسنی تو خواب راه می رفت
داشت دوباره به خونه ماه می رفت

پیاده بود؟ نه بابا سواره
سوار چی؟ قایق ابر پاره

تند و سریع به خونه ماه رسید
ستاره شد صورت ماه رو بوسید

حسنی حالا تو باغ آسمونه
دلش می خواد کنار ماه بمونه

 

خانواده

 

 

مانند یک دست هر خانواده

هرکس یک انگشت در خانواده

بابا در این دست انگشت شصت است

او که نخستین انگشت دست است

انگشت بعدی یعنی میانه

او مادر ماست خانوم خانه

انگشت بعدی یعنی برادر

اینجا نشسته پهلوی مادر

پس آن یکی کیست؟

انگشت دیگر

آری درست است او هست خواهر

من هستم آخر انگشت کوچک

انگشتها را دیدی تو تک تک

ما پنج انگشت هستیم باهم

باهم شریکیم در شادی و غم

گرچه جداییم ما پنج انگشت

هستیم باهم مانند یک مشت

 

خانه

 

 

من توی خانه

یک باغچه دارم

گل های آن را

من می شمارم

یک و دو و سه

این چهار تا شد

حالا از هر گل

یک غنچه وا شد

این گل سرخ است

مال بابا جان

این گل سفید

برای مامان

گل خواهرم

صورتی رنگ است

گل زرد من

خیلی قشنگ است

 

لالایی

 

من توی خانه

یک باغچه دارم

گل های آن را

من می شمارم

یک و دو و سه

این چهار تا شد

حالا از هر گل

یک غنچه وا شد

این گل سرخ است

مال بابا جان

این گل سفید

برای مامان

گل خواهرم

صورتی رنگ است

گل زرد من

خیلی قشنگ است

 

لالا

 

لالایی کن لالایی کن لالایی
برات قصه میگم تا که بخوابی
دیگه اشکی نریز نکن بیتابی
میگم حکایت بره و گرگه
برات میگم که دنیا چه بزرگه
بخواب ای کودک من گریه بسه
از اشکای تو این قلبم شکسته
نذار مروارید چشمات حروم شه
لا لایی میخونم تا شب تموم شه
لا لایی کن لالایی کن لالایی
تویی که پاکترین خلق خدایی
لالایی کن گل ناز قشنگم
ملوس کوچیک مست و ملنگ
لالایی کن بخواب بابا بیداره
گل بوسه روی دستات میکاره
لالایی کن بخواب ای نور چشما
با تورنگ خوشی میگیره دنیا
تا خواب ببینی شاهزاده قصه
به روی اسب بالداری نشسته
تو را میبره رو ابرای آبی
تا رو ابرا به آرومی بخوابی
لا لایی کن لالایی کن لالایی
تویی که پاکترین خلق خدایی
لالایی کن گل ناز قشنگم
ملوس کوچیک مست و ملنگم

 

شعر طنز نوروز

 

 

عجب رسمیه رسم زمونه خونه مون عیدا پر مهمونه

می رن مهمونا از اونا فقط آشغالِ میوه به جا می مونه !

کجاست اون کیوی ؟ چی شد نارنگی ؟ کجا رفت اون موز ؟! خدا می دونه !

جعبه خالی ِ شیرینی هنوز گوشه ی طاقچه پیش گلدونه

عطرش پیچیده تا آشپزخونه شیرینیش کجاست ؟ خدا می دونه

می رن مهمونا از اونا فقط جعبه ی خالی به جا می مونه !

بس خونه رو به هم می ریزن آدم مثل خر تو گِل می مونه

یکی نیست بگه خداوکیلی جای پوست پسته توی قندونه ؟!

قند نصفه ی عموجون هنوز خیس و لهیده ته فنجونه

حالا خداییش قندش مهم نیست کنار اون قند نصف دندونه !

می رن مهمونا از اونا فقط نصفه ی دندون به جا می مونه !

پسته ی خندون ، بادوم شیرین فندق در باز ، مال مهمونه

« پرسید زیر لب یکی با حسرت » : که از این آجیل، به غیر از تخمه،

واسه ما بعدها چی چی می مونه ؟

 

شعر طنز کلاغ

 

 

رفتم به باغی

دیدم کلاغی

کلاغ زاغی

سنگ و برداشتم

زدم به پایش

پایش خون آمد

بردمش دکتر

دکتر دوا کرد

آب انار داد

امروز دادم خورد

فرداش دیدم مرد